سديد الدين محمد عوفى

506

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

صبر نبود « 1 » . احمد عبد اللّه چون اين سخن بشنيد سوداى عشق آن زن در دل او افتاد و هوا غالب شد و خبث اعتقاد و غايت ناحفاظى باعث و محرض آمد بر آنكه جماعتى « 2 » زنان « 3 » قواده را برگماشت تا زن شيرزاد را با وى راست كنند . و آن زن عفتى « 4 » داشت و هرگز گرد شبهت بر دامن عصمت او ننشسته بود . آن جماعت را از پيش براند و « 5 » به سخن ايشان التفات نكرد ، و آن سخن با شيرزاد بگفت ، و شيرزاد را « 6 » دل و جان آتش گرفت و سررشتهء تدبير « 7 » گم كرد و صلاح خود در آن ديد كه از پيش احمد بگريزد و « 8 » زن را نيز « 9 » بگريزاند « 10 » ، و آن سّر با « 11 » ياران خود كشف كرد « 12 » و ايشان را سوگند داد تا آن سرّ را با احمد كشف نكنند ، و يكى از آن ميان « 13 » سوگند به دروغ كرد و آن سخن با احمد بگفت ، و احمد با « 14 » شيرزاد بىاعتقاد « 15 » شد و انديشيد كه اگر برود نبايد كه از وى فتنه‌اى زايد ، پس ناگاه شيرزاد را فروگرفت و به دست خود « 16 » او را بكشت و مال او را غارت كرد ، و زن شيرزاد را نام مه ديم بود و آن زن را به زجر « 17 » به نزديك خود آورد « 18 » و با خود مىداشت « 19 » . و جماعت لشكريان اين معنى از وى ناپسنديده داشتند « 20 » و بر وى لعنت كردند ، و احمد مه ديم را برگرفت

--> ( 1 ) - مج - و بى او . . . نبود ( 2 ) - مج : جماعت ( 3 ) - مپ 2 - زنان ( 4 ) - مج : عفت ( 5 ) - مپ 2 - آن جماعت را از پيش براند و . ( 6 ) - متن و مپ 2 - را ، مپ 2 و بنياد + در ( 7 ) - مج و مپ 2 + خود ( 8 ) - مپ 2 : با ( 9 ) - مج - نيز ( 10 ) - مپ 2 - را نيز بگريزاند ( 11 ) - مج + جماعتى از ( 12 ) - مپ 2 : در ميان نهاد ( 13 ) - متن و مج : از ايشان ( 14 ) - مج : بر ( 15 ) - مپ 2 : بدگمان ( 16 ) - مپ 2 - به دست خود ( 17 ) - مپ : به جبر ( 18 ) - مپ 2 : برد ( 19 ) - مپ 2 - و با خود مىداشت ( 20 ) - مپ 2 : نپسنديدند